(نوشته شده در 25 اردیبهشت 85)
گاهی كتاب ”مقدس و نامقدس“ از میرچا الیاده را مزمزه میكنم. مطالبش سخت نیست ولی سخت نوشته شده، شاید هم زیاد خوب ترجمه نشده، نمیدانم به هر حال چون مطالب تفكربرانگیزی دارد نمیشود تندتند خواند و رد شد. بخشی از آن را كه فعلاً ذهنم را مشغول خود كرده در اینجا بازنویسی و به طور خلاصه میآورم:
یك كسی به نام ”رودُلف اُتو“ كتابی نوشت به نام ”مقدس“ كه دیدگاهی جدید و اساسی داشت، البته در سال 1917. اُتو آمد به جای بررسی عقاید دربارهء خدا و دین، كیفیات تجربهء مذهبی انسان را تحلیل كرد. او هم الهیاتشناس بود و هم تاریخنگار ادیان، امّا صرف نظر از جنبهء عُقلایی و نظری دین، عمدتاً خود را بر جنبهء غیرعقلایی دین متمركز ساخت. او فهمید كه عقیده به ”خدای زنده“ به چه معناست، خدایی كه با خدای فیلسوفانی چون اِراسموس فرق داشت. این یك تمثیل اخلاقی صِرف، یك خیال و پندار و یا فقط یك عقیده نبود (خدای زنده، چیزی مثل خدای ما). این، قدرت ترسآوری بود كه بیشتر و یا تماماً در خشم خدا متجلی میشد.
اینطور كه من از كتاب فهمیدم یا شاید نظری كه من ترجیح میدهم، این است كه تجربهء بشر در برابر آنچه كه او مقدس میشمارد دو مقولهء به هم تنیده و بافته به یكدیگر است:
ترس رازآمیز (mysterium teremendum) و
شیفتگی رازآمیز (mysterium fascinans)
كه این هردو با هم احساس نوعی احترام در برابر عظمت و قدرت را در شخص برمیانگیزند كه او (انسان) نام آن را تقدس میگذارد.
بگذارید مثالی بزنم. شخصی را مثل یك مدیر یا رییس خود در یك اداره، شركت یا سازمان، و یا یك معلم كلاس درنظر بگیرید كه به نظر شما تقریباً از همه نظر در نوع خود كامل است و او را تحسین میكنید و حتی بیشتر، كاملاً شیفتهء او هستید، در حدی كه او را الگوی خود قرار داده و تمام تلاش خود را مینمایید كه مانند او شوید. از طرف دیگر او در مقام و جایگاهی قرار دارد كه میدانید میتواند در صورت بروز خطایی از جانب شما، شما را تنبیه نماید و اگر چه تنبیه او میتواند سختترینها باشد، كه احتمالاً درمورد دیگران شاهد بودهاید (مثلاً اخراج یا جریمه و یا درمورد معلم شاید تنبیه بدنی)، ولی كمترینش برای شما روی خوش نشان ندادن و یا حتی روی گرداندن از شما خواهد بود، البته اگر شاگرد زرنگ و مورد توجه یا كارمند نمونه باشید. بنابراین این تقدس ناشی از عظمت همراه با نوعی از انواع قدرت است. این احساس را میتوانید در برابر یك بنای بزرگ و باعظمت كه از نظر معماری یك كار بینقص و زیبا و عالی به نظر برسد، هم داشته باشید (چند نمونه به ذهنتان میآید؟).
میرچا میگوید ”امر خدایی“ خود را همچون چیزی ”به كلی دیگر“، چیزی اساساً و كاملاً متفاوت ارائه میدهد. چیزی غیرانسانی و غیرطبیعی، چیزی كه انسان خود را دربرابر آن فقط یك مخلوق احساس میكند.
انسان از وجود مقدس آگاه میشود زیرا مقدس خود را همچون چیزی بهكلی متفاوت از نامقدس متجلی میسازد، خود را نشان میدهد.
با تجلی مقدس در هر شیء آن، ”چیزی دیگر“ میشود، در حینی كه همان كه بود نیز هست (به اینهمانی ِ خود ادامه میدهد.).
برای انسان باستانی تا جوامع پیش از عصر جدید، مقدس برابر بود با قدرت. مقدس با هستی اشباع شده است.
حالا بعضی از سئوالاتی كه فعلاً مشغولشانم:
چطور نامقدسی محل جلوهء مقدس میشود؟
مفهوم احترام چیست و ما چه كسی را محترم میدانیم؟
خودِ یك وجود قدسی چه احساسی دارد؟
از میان کامنتها:
ملینا: در مورد مقدس تعاريفي كه اينجا اومدن تقريبا درست بودن و از ديد من مقدس يعني موجودي شگفت انگيز و كشف نشده با جبروت و عظمت و كبريايي خارق العاده و زواياي وجودي رمز آلود كه در عين حال بسيار مهربان و عاري از هر كراهت و نازيباييست . و براي توانايي او حد و حصري نيست . قادر مطلق مهربان بخشنده با سعه صدر . اوج و نهايت زيبايي و نيكويي . كه در وجود انسان نوعي ترس آميخته به احترام و گشفتي رو برانگيخته مي كنه .
پ.ن: برای بیشتر خواندن

