تبليغاتX
‌یکی از همین آرش ها - چه کسی برنده است؟
 

 مراسم چهلم پدر را هم برگزار كرديم و برگشتم. ولی سوگ ادامه دارد، برای کسانی که قربانی بازی‌های سیاسی دیگران شدند.
پدرم متولد سال بز بود. هوایی شدم دوباره نگاهی به یادداشتم بر سال گاو خاک بیندازم. دیدم که نوشته بودم برای متولدین سال بز: ”امسال بهتر است اگر می‌توانید نه به سفرهای دور بروید، نه در مراسم خاکسپاری کسی حاضر شوید، نه به ملاقات اشخاص بیمار بروید و نه تغییر دکوراسیون داده و نه خانه را توسعه دهید.“ ولی پدرم نه این مسائل را قبول داشت، نه این ها را خوانده بود و نه می‌توانست به حج نرود، وقتی که نوبت به او رسیده بود. ولی بقیهء متولدین بز (مثلاً پنجاه و هشتی‌های عزیز) بهتر است حرف گوش دهند.

همین مراجعه به آن پیک باعث شد نگاهی دوباره هم به سال تولد برخی از حضرات که در آنجا هم آورده بودم بیندازم. مثلاً جناب میرحسین که مار تشریف دارند (به مانند لینکلن، تنها شخصیت سیاسی مطرح دیگری که مار است)، یا شیخ مهدی که مانند اوباما در سال گاو تشریف به این دنیا آورده‌اند و جناب رئیس‌جمهور مردمی‌نژاد که میمون تشریف دارند (یعنی متولد سال میمون‌اند) و بقیه... (اگر دوست داشتید خودتان یک بار دیگر به آن نگاه کنید).

برای
مارها نوشته بودم ”اگر تنبلی را کنار نگذارید سال پرکاری مثل سال گاو، برای شما سخت خواهد گذشت. با این حال شانس و موفقیت در حوزهء شغل و پول به شما چشمک می‌زند و اوضاع خوب است. به اهداف شغلی خود خواهید رسید و احتمال دریافت سود بیشتر و یا پاداشی خاص می‌رود، مراقب کسی که می‌خواهد سد راه موفقیت‌های شما شود باشید و بر کار خود تمرکز کنید. پول خوبی در انتظار شماست، اما این پولی بادآورده نخواهد بود و باید برای ‌آن برنامه‌ریزی و کار کنید بنابراین اگر تنبلی کنید پول خود را به دست نخواهید آورد. احتمال بی‌خوابی٬ غم، احساس تنهایی و نداشتن آرامش خاطر در سال پیش رو برای شما زیاد است.“


برای
گاو‌ها هم اینطور آمده بود که ”امسال یک سال غیرقابل پیش‌بینی برای شما خواهد بود. کار زیاد همراه با اتفاقاتی شاید نه‌چندان خوشایند در انتظار است ولی در نهایت شما قوی‌تر هستید، چون سال، سال شماست. در شغل خود سعی کنید موقعیت خود را حفظ کنید و مراقب اطراف‌تان باشید، بخصوص رقبا و حسودان، آمار و اطلاعات خود را مخفی کنید. کسانی که از نظر مالی با آنها سر و کار دارید کم‌پول خواهند بود. برنامه‌های اقتصادی خود را دنبال کنید و خرج اضافه نکنید. به خاطر کار زیادی که دارید دوست‌داران خود را فراموش نکنید. نگرانی‌های خود را کنترل کنید و متمرکز باشید.“


برای
گربه‌ها: ”امسال شما حمایت زیادی از دوستان و آشنایان و اطرافیان خود دریافت نَخواهید کرد. در شغل خود با موانع زیادی روبرو خواهید شد که روند کارها را کند خواهد کرد. بر حرف‌هایی که می‌زنید و رفتاری که دارید دقت کنید چون کوچکترین اشتباهی موجب تنبیه و سرزنش شما خواهد شد، حتی ممکن است کار به دادگاه بکشد. بنابراین از اولش سعی کنید از هر گونه جر و بحثی بپرهیزید. شاید امسال زیاد بخت با شما یار نباشد. ببینید مشکلات چه درسی برایتان دارند. وقتی باد موافق وزیدن بگیرد از سرمایه‌گذاری‌هایی که کرده‌اید بهره خواهید برد. امسال سطح سلامت شما هم پایین خواهد بود و به سادگی می‌توانید بیمار شوید. مراقب تصادفات نیز باشید هم برای خود و هم خانوادهء خود.“

 

و برای جناب میمون این که ”سال خوبی است و شهرت و پول و موفقیت و سلامت در انتظار شماست، اما اگر اشتباه کنید می‌توانید همه را به باد دهید. در شغل خود به یک موفقیت و کامیابی فوق‌العاده و برجسته دست می‌یابید که به دنبال آن پول هم می‌آید. اینجاست که عده‌ای به حسادت می‌افتند و به دنبال نقطه‌ضعف یا اشتباهی از شما خواهند گردید تا کله‌پایتان کنند که خوشبختانه شما٬ هم خودتان به قدر کافی زیرک هستید که از خود مراقبت کنید و هم حامیانی در این سال خواهید داشت که هوای شما را دارند. با این حال امسال برای شما پیش‌بینی می‌شود که یکی یا بخشی از دارایی‌های خود را به گونه‌ای از دست می‌دهید که قابل برگشت نیست یا حادثهء غیر قابل انتظاری مقدار زیادی از دارایی شما را صرف خود خواهد کرد. بنابراین بهتر است زیاد با درآمدتان خودنمایی نکنید و مردم را خبردار نکنید. امسال آماده باشید که عشق رؤیایی خود را خواهید یافت یا اگر یافته‌اید به وصال خواهید رسید، حتی احتمال حضور نورسیده‌ای هم برای متأهلانِ میمون می‌رود.“

و برای سگ‌ها نوشته بودم که ”چرا انقدر دست به کارهای پرخطر می‌زنید؟ مگر می‌خواهید انقلاب کنید؟ اتفاقاتی همچون اختلاف و ناسازگاری، بحث و جدل، کشمکش‌ها و ستیزه‌‌جویی‌ها یا رنجیدگی‌ها، پیش خواهد آمد و مشکلاتی را نیز برای شما به همراه خواهد داشت. بنابراین بهتر است کاملاً بر گفتار و کردار خود توجه  تأمل داشته باشید. تا زمانی که آن حالت صادقانه و برخورد بی‌ریای خود و نیز روح سخت‌کوشی خود را حفظ کنید، می‌توانید بر موانع و چالش‌های شغلی خود در این سال گاو خاک فائق آیید. از نظر مالی هم زیاد بد نیست بخصوص پاییز امسال برای شما بهتر از تابستان خواهد بود، ولی به هر حال در سال گاو باید سخت کار کرد و به درآمد کم قانع بود. امسال سال احساس تنهایی کردن است برای شما. در کل امسال اگر چه زمان‌های خوش‌شانسی هم برای‌تان دارد اما در کل باید از آن با دقت عبور کنید.“

به امثال خودم هم گفته بودم که ”
کلاً شما خودتان را وفق می‌دهید، ولی ریسک نکنید و همراه با جریان باشید و الا زندگی شما زیر و رو خواهد شد. روی هم رفته امسال را باید ”آسّه برید و آسّه بیایید که ”گاوه“ شاخ‌‌تون نزنه!“

 

و نوشته بودم که سال گاو از نظر سیاسی، اگر چه سال محافظه‌کارهاست ولی به قدرت رسیدن دیکتاتورها هم در این سال دور از انتظار نیست. نمونه‌اش در همین ایران خودمان، شصت سال پیش در آخرین سال گاو خاک قبلی:

 

در پانزده بهمن 1327 (سال چینی از اواسط بهمن شروع می شود)، شخصی به نام ناصر فخرآرایی در دانشگاه تهران از فاصلهء نزدیک به شاه تیراندازی می‌کند و پشت لب او را کمی خراش می‌دهد. او بلافاصله همانجا با شلیک گلولهء رئیس شهربانی کشته می شود و در جیب او کارت خبرنگاری روزنامهء پرچم اسلام پیدا می‌شود، ولی بعداً اعلام شد که عضو حزب توده هم بوده است (و به همین بهانه از همان شب شاه، به نام ایجاد آرامش و امنیت در کشور، این حزب را غیرقانونی اعلام کرد). بعد در تهران اعلام حکومت نظامی شد و وقتی شاه خواستار اختیارات بیشتر شد و قانون اساسی آن زمان اجازهء این کار را نمی‌داد، دستور انتخابات مجلس مؤسسان را داد (مجلس مؤسسان یه چیزی بود تو مایه‌های مجلس خبرگان قانون اساسی امروز) و این مجلس هم با اصلاح اصل 48 متمم قانون اساسی اختیاراتی مانند انحلال مجلس شواری ملی و مجلس سنا را به شاه داد و بدین ترتیب شاه را از یک حاکم صوری به یک حاکم مقتدر قادر در دخالت‌های بنیادین در حکومت تبدیل کرد. در همین سال در انتخابات مجلس تقلب و تخلف شد و مردم به خیابان‌ها ریختند و اعتراض کردند و شاه هم آنها را عده‌ای خرابکار نامید. پرچم‌دار این اعتراضات هم شخصی بود از درون خود نظام درباری که معرف حضور همگان هست، جناب آقای دکتر محمد مصدق. این اعتراضات بعد از آن اصلاح متمم قانون اساسی صورت گرفت و از مهر تا اسفند سال 28 ادامه داشت در این بین دکتر حسین فاطمی مجوز روزنامه‌اش را گرفت، بعد مصدق در ابان ماه به احمدآباد تبعید شد (برای بار اول) بعد جبههء ملی تشکیل شد و بعد مصدق برگشت و در کنار او قرار گرفت و روزنامهء ”باختر امروز“ دکتر فاطمی به ارگان جبههء ملی تبدیل شد و الیته در نهایت محمد عبد خدایی 14 ساله، از گروه مؤتلفهء اسلامی، او را در گورستان ظهیرالدوله در مراسم سالگرد محمد مسعود روزنامه‌نگار و نویسنده ترور کرد و کشت.

 

خلاصه این که تا اینجای داستان، ما بخش‌های مربوط به انتخابات و اعتراضات و واکنش‌های به آن را دیده‌ایم. کسی هم ازدرون نظام به مخالفت برخواسته است. حکومت نظامی هم (اگرچه نه به آن شیوهء مألوف و معروف) داشته‌ایم، یک روزنامهء جدید هم در جریانات اخیر در آمده است (عدالت سبز ؟) . مانده یک تبعید و یکی دو تا ترور و یک تغییر در قانون اساسی و اگر لازم شد یک انحلال (حالا انحلال هر چی). البته همانطور که دیدید اینها همه بر اساس طالع‌بینی و تاریخ‌نگاری ایران است، و الا همانطور که می‌دانید من که از سیاست سر در نمی‌آورم و تا همین انتخابات اخیر هم هیچ وقت مطلب مربوط به سیاستِ روز در این وبلاگ نمی‌گذاشتم (منو چه به این ”اشتباهات“ فاحش!!).

 

 

حالا شما بشینید حساب کنید که با توجه به داده‌های بالا کی می‌بره که می‌بازه و کی بالاخره چه کار می‌کنه.

راستی هیچ دقت فرمودید در گزارش تاریخی ذکر شده هیچ نامی از کشته‌شدگان این جریانات که به روایتی حداقل بیست نفر بوده‌اند، برده نشده (سایت‌های اصلی یا کتاب‌های تاریخ را هم نگاه کنید، البته اسم که مهم نیست مهم اینه که آدم برای رسیدن دیگران به اهداف خودشون بره جلوی گلوله، اگر هم نمرد بیاد بگه ما خیلی مبارزیم. بعد هم صبر کنه تا وقتی آب‌ها از آسیاب افتاد یه شب بیان در خونه‌ش و ببرندش، درست همون موقعی که فکر می‌کنه پیروز شده.

 

پ.ن۱: انگاری یه جای شیطون لق، اینترنت‌مون داره از مورچه‌هه جلو می‌زنه :)

پ.ن۲: خواهش مؤکد دارم که اگر کتاب موریانهء بزرگ علوی را نخوانده‌اید، آب دست‌تونه بذارید زمین و  حتماً حتماً اون و پیدا کنید و بخونید (در بازار کتاب هست خوشبختانه).

پ.ن۳: این آخرین نوشتهء امید عزیز  را هم از دست ندهید که موجب پشیمانی است.

پ.ن۴: این در پاسخ به کامنت‌های علیرضای عزیز در پیک قبلی و این پیک است:

  

ببین علیرضاجان، (من نمی‌دونم تو همون علیرضای خودمونی یا یکی دیگه، ولی در این صحبتم الان فرقی نمی‌کنه)

من قصد توهین به کسی رو نداشتم و ندارم. هدفی هم که شما بهش اشاره کردی که دنبال می‌کنی، برای من هم ارزش داره و بهش احترام می‌گذارم.

 

تمام حرف من اینه که حداقل در این مقطع از تاریخ و در این وضعیت و با این آدم‌ها "کشته شدن" مردم هیچ دردی رو دوا نمی‌کنه (حالا کتک، دردش خوردنیه) متوجه نیستی که این نبرد قدرت‌های درون‌ نظامه؟ که طرفین دارند از جون مردم هزینه می‌کنند؟

آزادی‌ای که فرضاً و اگر، به دست بیاد (بگذریم که با چه تعریفی و اصولاً چقدر آزادی میشه به مردمی با این پیشینه داد، بماند) برای من چه ارزشی داره اون آزادی، اگه تو نباشی؟

آدم عاقل در اعتراض و مبارزه هر کاری می‌کنه الا این که جونش رو به خظر بندازه.

 

اصلاً یه سئوال، جان انسان برای نجات یک برنامه یا یک هدف یا یک دین یا هرچی،‌ خلق شده یا برنامه و دین و هدف برای نجات انسان؟ کدوم مهم‌تر بوده و هست؟ کدوم اول به وجود اومده؟ کدوم برای کدومه؟

به هر حال نیت من از تمام  نوشته‌هام و پاسخم به کامنت‌ها چیزی نیست به جز نجات دادن جان حتی یک انسان، به وسیلهء آگاهی رسانی.

+ نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 10:52 توسط آرش | موضوع: متافيزيك |

ارسال به:  :: :: :: :: Facebook :: Greader :: :: Subscribe to Feed